سيد هادى خسرو شاهى

31

ميزگرد تقريب بين مذاهب اسلامى در قاهره - مصر ( فارسى )

آرى ، اين كنفرانس تأثير فراوانى داشت و نشان داد كه ما نه تنها در اعتقادات و شريعتى كه داريم اختلافى با يكديگر نداريم بلكه برسر يك هدف واحد ، ايدئولوژى واحد ، دين واحد و شريعت واحد ، بلكه بر سر يك مذهب فقهى واحد نيز كه با اصول و اعتقادات صحيح ارتباط دارد ، تلاقى مىكنيم ؛ ولى تفسير در زمينه اجراى عملى ، چه بسا به تبع شرايط زمان و مكان و متناسب با هر عصر ، متفاوت باشد كه آن هم در جهت تحقق هدف مطلوب ، يعنى ادامه حيات امت اسلامى است كه به‌عنوان امتى ميانه ، با حكمت و موعظه نيكو به پرستش خداوند دعوت مىكند . از اين رو ، من فكر مىكنم اصل موضوع تقريب بين مذاهب اكنون به يارى خدا تحقق يافته است ، ولى آن‌چه لازم است ، تقريب ميان افكار امت اسلامى و علماى آن از نظر خط مشى و رويه‌اى است كه به وسيله آن بتوانند منازعه ، چند دستگى و اختلاف را از ميان بردارند ، زيرا اين منازعه ، موجب تفرقه و پراكندگى مسلمانان به صورت فرقه‌ها و احزاب شده تا آن‌جا كه مسلمانان ، چه در مسائل مربوط به بخش دينى و چه موضوعات بخش روشنگرى ، با يكديگر به ستيز و دعوا مىپردازند . اسلام اختلاف مذاهب را يك اصل در انديشه اسلامى مىداند . پيامبر ( ص ) اين واقعيت را تصويب كرد ، وقتى فرمود : « هر كس اجتهاد كند و اجتهادش درست باشد ، دو پاداش مىگيرد و هركس اجتهاد كند و اجتهادش نادرست باشد ، يك پاداش مىگيرد . » بنابراين اختلاف آراى فقهى يا وجود مذاهب گوناگون از نظر درك و برداشت واقعيتى است كه شريعت و انديشه اسلامى به آن ايمان دارد و پيامبر ( ص ) نيز به آن ايمان آورده و به يارانش آموخته است و مسلمانان پىدرپى از يكديگر